دیلک لر

سفر به شمال

سلام به دخترای خوشگل خودم. جونم براتون بگه بعد از تموم شدن امتحانای مامانی برا چند روز ازخونه زدیم بیرون ؛کجاااااااااااا ؟رفتیم ساری بعله مامانی یه زمانی اونجا کاردانیشو گرفته بود اما جز یه کپی و گواهی چیزی دستش نبود وباید میرفتیم واصل مدرکمو می گرفتیم.همش این تابستون و اون تابستون میکردیم واین شدکه بالاخره رفتیم.بعد از ظهر جمعه بار وبندیل بستیم و رفتیم اردبیل شب رو خونه ال آی جونینا موندیم و فردا صبح ساعت 9 حرکت کردیم.قرارمون این بود که رفتنی زیاد توقف نکنیم بریم کارای اداریمونو انجام بدیم بعد برگشتنی هر جایی دوست داشتیم وایسیم.اما مگه میشد زیبا ییهای جاده و شهرهای شمال رو ببینی و توقف نکنی. هوا دیگه کام...
25 تير 1393

اسماجون

برای سنجش کلاس اولی خونمون اول تیرماه وقت گرفتیم نوبت اسمایی ما 18 تیر ساعت 9/5 صبح بود.تو این فاصله باباجون که شنبه 7تیر یه جلسه تو مرکز استان داشت مارو هم باخودش برد اردبیل و از اونجا هم همراه خاله اینا رفتیم آستارا.وقتی گردنه حیران رو رد میشدیم اسمایی بلال دید وخواست ،بابایی هم برا همه مون گرفت اما اسمایی تا خواست بخوره داد زد و گریه کرد بععععععله اولین دندان اسمایی لق شد .اولش خیلی ترسید ولی وقتی براش توضیح دادم که دندونای شیری همه می افتن  یک کمی آرومتر شد. حالا با افتادن دندوش خیلی بامزه شده و همه س ها رو ش میگه اینم یه عکس از اونروز اومدنی هم سر راهمون رفتیم پارک جنگلی مشکین شهر و با دایی فرهادینا ...
19 تير 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دیلک لر می باشد