دیلک لر

اسراواسما دردانه های مامان و بابا

بانوی من...

1391/6/30 7:17
854 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه وسلام مخصوص به گل دخترای نازنین خودم!

اسرا ی نازم !الهی قربونت برم ,مدرسه ها داره شروع میشه چه ذوق وشوقی داری ,وقتی نیگات میکنم یاد بچه گیهای خودم میافتم.روزی ده بار کیف و دفترت رو چک میکنی,از همون روز که برات دفتر گرفتم نشستی با خودکارهای اکریل دارت برای مشقها ودیکته هات حاشیه گل گلی میکشی.هنوز کتاباتو نگرفتم همون اول مهر میگیرم واست .ولی همش دلهره اینو داری که پس کی جلدش میگیری .عزیزکم ,خوشگل خانوم ,فدات بشم ,همه چی به موقع ردیف میشه تو نگران نباش مامانی فداتتتتتتتتتتت.قلبماچ                                                                                       

 

واما اسما خانومی !این روزا عجیب هوس بانوی قصر بودن به سرت زدهمتفکرافسانه دونگی از اون برامه هاییه که  هر دو آبجی شدیدا بهش علاقمندین ووقتی شروع میشه ششدنگ حواستون پیش تلویزیونه وصد البته این علاقه بعداتو رفتار و حرکات هردو مشاهده میشه:

دیروز صبح طبق معمول ساعت 10ونیم به زور بیدارتون کردم بعد دسشویی ومسواک پرسیدم :ببخشید خانوما صبونه چی میل دارن؟

اسرا جونم :مامان میشه واسمون تخم مرغ تو کره سرخ کنی؟ابجی تو هم میخوری؟

اسما:نه من یه چیز دیگه میخوام سفارش بدم.

من:اول با آرامش خوب عزیزم تو چی میخوای بگو ببینم ؟

اسما  گلی:من چان دونگی بانوی قصر هستم وشما دوتا هم ندیمه من هستیناز خود راضی

من باخنده:خوووووووووووووووب

اسراجون:نخیر مامان اون میخواد از قدرتش استفاده کنه وزور بگهتعجب

من یه چشمک به اسرا و رو به بانو:خوب بانوی من ظهر شد بگو چی میخوای ؟متفکر

اسمایی:اولا با بانوی قصر درست صحبت کن بعدش هم من آش دوغ میخام.

من ایندفه جدی:نه عزیزم آش دوغ برا صبحانه اصلا خوب نیست همون تخم مرغ رو میپزم

اسمایی:حالا که به حرف من گوش نمیدین هردوتونو بازداشت میکنم وبا صدای بلندداد میزنه:نگهبانا این دو نفر رو دستگیرشون کنیننیشخند

الان من تو زندان قصرم هااااااااااااااااااااااااااااااااااااانیشخندقهقهه                                                                           خدایا خودت مواظب این وروجک ها باش خودم نوکرتم.

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (22) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان مهراد
30 شهریور 91 8:27
ماشالله واسه خودشون خانومی شدن روزگار چه زود میگذرد


مرسی عزیزم!خوب آره دیگه...
مامان علي خوشتيپ
30 شهریور 91 9:37
اسرا جون شروع سال تحصيلي مبارك
اسماء جون بانوي قصر ايشاالله روزيه تو هم بشه
واي چه بانمكن اين دوتا.ماماني وكيل نمي خواي؟


مرسی ساراجون فعلا بابایی سند خونه رو گذاشته و من آزاد شدم
باران در انتظار....
31 شهریور 91 22:27
شروع فصل زیبای پاییز را به تو و گل دخترهات به خصوص اسرا جونم مبارک باشه...
خاله باران
31 شهریور 91 22:29
!!!!! عچب بانوی کوچک زور گو هم هستند شیرزن زبونای ناز.
مامان ال آی
1 مهر 91 11:45
اخی .. نازی به این دوتا خواهرای با احساس دیروز الای طبق معمول بهونه آبجی (اسرا ) و تپل (اسما) رو می کرد .... اسرا جون بازگشایی مدرسه مبارکت باشه خاله جون ...
مامان گیسوجون
1 مهر 91 12:00
عزیزممممممممم سلام خوبی ؟ ای جانم خدا خودش حافظشون باشه ببوسشون
مامان آرشیدا قند عسل
1 مهر 91 12:40
سلام به بانوی قصر!، خواهر بانو و مامان بانو امیدوارم از بازداشت دراومده باشید و از آزادیتون لذت ببرید . اومدم بازگشایی مدارس و شروع سال تحصیلی جدید رو به شما و دو تا دخملهای گلتون تبریک میگم امیدوارم سل خوبی پیش رو داشته باشید و پر از موفقیت.
مامی محمدمهدی
2 مهر 91 8:43
اسرا جان سال تحصیلی جدید رو بهت تبریک میگم انشاالله سالی پر از موفقیت رو کنار بابا و مامان و اسما جون داشنه باشی
مامان سید کوچولو
2 مهر 91 22:27
میدونی تاندون شونه ام چند روزه منقبض و دردناک شده وحالا از خوندن کادای این وروجک خنده ای کردم که تاندونم دوبله کشیده شده حالا دارم گریه میکنم. خوبه که موقع پخش یانگوم کوچولو بوده
مامان گیسوجون
3 مهر 91 23:18
خصوصی داری

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دیلک لر می باشد