دیلک لر

اسراواسما دردانه های مامان و بابا

گردش یک روز شیرین....

سلام !سلام به دوستای گل خودم,با اینکه دنیایی که اینجا برا خودمون داریم دنیای مجازی هستش اما به اندازه دوستان دنیای حقیقی  دوستون دارم و دلم براتون تنگ میشه!اینو تو این چند روزی که اینترنتم مشکل داشت بیشتر از قبل حس کردم. وسلام به گل دخترای خوشگل خودم  . راستش این چند وقت که هیچی تو دفتر خاطرات شیطون بلاها ننوشتم ,کلی خبر دارم اما نمیدونم از کجا شروع کنم.   پس گلای من اول از خرید عیدبگم:اون یکی هفته که شیفت صبح بودیم روز چهارشنبه ش مرخصی گرفتم ورفتیم اردبیل وروز بعدش هم همراه خاله پری و زندایی مریم رفتیم آستارا,دست بابایی و عمو یدی درد نکنه که بردنمون اونجا ,یه کم از اردبیل خرید کرده بودم ولی تو آستاراکاملش کردم...
14 اسفند 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دیلک لر می باشد